شعر زیبا

در توبه مرا گفت که: برگیر شرابی
ساقی تو که خود بیشتر ازخلق خرابی

این ماهی دلمرده ،درین برکه ی دلگیر
جز دوری آن ماه ، ندیده ست عذابی

من عارف دلتنگم ، یا زاهد دلسنگ؟
هر روز نقابی زده ام روی نقابی

یک عمر ملائک همه گشتند و ندیدند
در نامه ی اعمال منِ مست ثوابی

ساقی،همه بخشودهء یک گوشه چشمیم
آنجاکه تو باشی چه حسابی؟ چه کتابی؟..!!....

/ 0 نظر / 17 بازدید