یادى از لب تشنه حسین (ع)

مرحوم حاج میرزا حسین نورى رضوان اللّه تعالى علیه شرحى دارد که از کلیددار حضرت امام حسین (ع ) روایت کرده : در زمان مرحوم فتحعلى شاه قاجار شبى او را در حرم امام حسین (ع ) دیدم خیلى تعجب نمودم که چطور شده است شاه بى سر و صدا به کربلا آمده و به زیارت حرم مطهر مشغول است .


بیرون آمدم و از کفش داریها پرسیدم گفتند: همچه چیزى نیست و ما در این باره خبرى نداریم به حرم برگشتم او را ندیدم سه روز بعد خبر رسید که او مرحوم شده است .


من در این فکر بودم که این چه قضیه اى بود تا آنکه شبى در عالم خواب دیدم میان حرم حضرت سیدالشهداء (ع ) است به ایشان گفتم : آقا من چند شب پیش شما را در حرم مطهر امام حسین (ع ) دیدم .

 


گفت : بلى من بودم و علت این که مرا در حرم دیدید اینست که شبى در بستر در حال استراحت بودم چون آن شب ماهى شورى خورده بودم خیلى عطش بر من غالب شده بود به قدرى که نزدیک بود هلاک شوم و کسى هم به بالینم حاضر نبود.


خودم برخاستم ظرف آبى پیدا کرده آب خوردم و یادى از لب تشنه امام حسین (ع ) نمودم و حضرت بیاد آنکه من آنشب در آن حال بیادش بودم روح مرا به اینجا آوردند.(1)

 


مهر تو را به عالم امکان نمى دهم
این گنج پر بهاست من ارزان نمى دهم

 

گر انتخاب جنت وکویت به من دهند
کوى تو را به جنت و رضوان نمى دهم

 

نام تو را به نزد اجانب نمى برم
این اسم اعظم است به دیوان نمى دهم

 

جان مى دهم به شوق وصال تو یا حسین
تا بر سرم قدم ننهى جان نمى دهم

 

اى خاک کربلاى تو مُهر نماز من
آن مُهر را به مُلک سلیمان نمى دهم

 

ما را غلامى تو بود تاج افتخار
این تاج را به افسر شاهان نمى دهم

 

دل جایگاه عشق تو باشد نه غیر تو
این خانه خداست به شیطان نمى دهم

 

گر جرعه اى ز آب فراتم شود نصیب
آن جرعه را به چشمه حیوان نمى دهم

 

تا سر نهاده ام چو موید به درگهت
تن زیر بار منت دو نان نمى دهم

 

دار السلام.

/ 0 نظر / 16 بازدید